- تاریخ : ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ ساعت : ۱۷:۴۰:۳۱
- کد خبر 38933
- پرینت
true
false
true
false
false
false
true
false
true
ابراهیم ماجد/اگر ایالات متحده موفق شود کنترل ونزوئلا را تحمیل کند، و به تبع آن بر بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان، این امر نشاندهنده تغییر عمدهای در توازن قدرت جهانی خواهد بود.
چنین حرکتی نه برای بازگرداندن دموکراسی یا حفاظت از حقوق بشر، بلکه برای بازپسگیری سلطه استراتژیک بر انرژی، مسیرهای تجاری و همترازیهای منطقهای است.
در این صورت، ایران احتمالاً به خط مقدم اولویتهای استراتژیک واشنگتن تبدیل خواهد شد.
تأمین کنترل بر نفت ونزوئلا، آسیبپذیری ایالات متحده را نسبت به اختلالات انرژی در خلیج فارس کاهش میدهد و محافظی در برابر شوکهای عرضه در صورت رویارویی با ایران فراهم میکند.
با داشتن منبع مطمئن جایگزین نفت خام سنگین تحت نفوذ خود، واشنگتن در موقعیت بهتری برای جذب یا جبران نابودی یا تعطیلی زیرساختهای انرژی در خلیج فارس طی یک جنگ قرار خواهد گرفت.
این امر هزینه اقتصادی تشدید تنش را کاهش میدهد و فشار نظامی علیه ایران را از نظر سیاسی و اقتصادی قابل مدیریتتر میسازد.
همزمان، چنین کنترلی توانایی ایالات متحده را برای شکلدهی به جریانها و قیمتگذاری نفت جهانی تقویت میکند، نقش مرکزی دلار را در بازارهای انرژی تثبیت مینماید و به حفظ سیستم پترودلار که پایه قدرت مالی ایالات متحده است، کمک میکند.
ونزوئلا بنابراین بیش از یک مسئله منطقهای خواهد شد.
آن به یک سابقه استراتژیک تبدیل میشود، نمایشی از اینکه فشار اقتصادی، مهندسی سیاسی و در صورت لزوم، زور میتواند برای بازسازی دولتهای مستقل و بازتنظیم توازن قدرت جهانی استفاده شود.
با این حال، اگر ایالات متحده در ونزوئلا گرفتار شود و با مقاومت پایدار روبرو گردد، نتیجه به طور چشمگیری تغییر میکند.
یک بحران طولانیمدت سرمایه سیاسی را تخلیه میکند، منابع نظامی و اقتصادی را کش میدهد و ظرفیت واشنگتن برای افکنش قدرت در جاهای دیگر، از جمله خاورمیانه، را تضعیف مینماید.
این امر برنامهریزی استراتژیک اسرائیل را که به شدت به نفوذ منطقهای ایالات متحده وابسته است، پیچیدهتر میکند.
آنچه در ونزوئلا رخ میدهد، در آمریکای لاتین باقی نخواهد ماند.
آن آینده کنترل انرژی، محدودیتهای قدرت آمریکا و جهتگیری تقابل ژئوپلیتیک را فراتر از کاراکاس شکل خواهد داد.
false
false
false
false

















