×
اطلاعات تماس
سرویس ها
true
true

خبر فوری

false
false
true
شوک اقتصادی پنهان جنگ؛ بحران فقط نفت نیست

ابعاد گسترده جنگ تنها بازار نفت را دچار اختلال نکرده، بلکه موجی از شوک‌های قیمتی و کمبود عرضه را در زنجیره‌ای از کالاهای اساسی از جمله سوخت، فلزات، مواد پتروشیمی و کودهای شیمیایی ایجاد کرده است.

به گزارش منشوراقتصاد،  بسته شدن تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های تجارت جهانی، اکنون به بحرانی چندوجهی تبدیل شده که سه حوزه کلیدی حمل‌ونقل، تولید صنعتی و امنیت غذایی را به‌طور هم‌زمان تحت فشار قرار داده و آثار آن به‌سرعت در حال سرایت به کل اقتصاد جهانی است.

 

از ابتدای این درگیری، تمرکز اصلی تحلیل‌ها بر جهش قیمت نفت بوده است؛ جایی که قیمت نفت برنت به بیش از 115 دلار در هر بشکه رسید و بخش قابل‌توجهی از عرضه جهانی عملاً پشت تنگه هرمز متوقف شد. با این حال، واقعیت این است که اهمیت این منطقه بسیار فراتر از نفت خام است.

 

کشورهای حاشیه خلیج فارس به‌واسطه دسترسی به منابع عظیم هیدروکربنی و موقعیت جغرافیایی استراتژیک میان آسیا و اروپا، به یکی از مراکز کلیدی فرآوری مواد خام و تولید کالاهای پایه تبدیل شده‌اند. سهم بالای این منطقه در تولید و تجارت جهانی کالاهایی نظیر اوره، آلومینیوم، هلیوم و گوگرد، نشان می‌دهد که اختلال در این نقطه، تنها یک شوک انرژی نیست، بلکه یک شوک چندبازاری با دامنه‌ای بسیار وسیع است.

 

نخستین حوزه‌ای که به‌طور مستقیم تحت تأثیر قرار گرفته، بخش حمل‌ونقل و پالایش است. کاهش شدید عرضه نفت خلیج فارس، پالایشگاه‌های آسیایی را در موقعیتی دشوار قرار داده است؛ چرا که نفت‌های جایگزین نه‌تنها گران‌تر هستند، بلکه از نظر ویژگی‌های فنی نیز با تجهیزات پالایشی سازگاری ندارند. این عدم تطابق موجب افزایش هزینه‌های عملیاتی، کاهش بازده تولید و افت حاشیه سود پالایشگاه‌ها شده است.

 

هم‌زمان، توقف صادرات فرآورده‌های پالایشی و گرفتار شدن بخشی از ناوگان جهانی نفتکش‌ها در منطقه، فشار مضاعفی بر بازار وارد کرده و کشورهایی نظیر چین را به توقف صادرات فرآورده‌های نفتی و اروپا را با محدودیت شدید عرضه و افزایش هزینه‌ها مواجه ساخته است.

 

دومین حوزه آسیب‌دیده، بخش تولید صنعتی است؛ به‌ویژه صنایعی که به مواد اولیه پتروشیمی وابسته‌اند. منطقه خلیج فارس سهم قابل‌توجهی در صادرات جهانی خوراک‌های پتروشیمی مانند نفتا دارد و توقف صادرات آن، تولیدکنندگان آسیایی را با کمبود شدید مواجه کرده است. این اختلال تنها به صنعت پلاستیک محدود نمی‌شود، بلکه به دلیل وابستگی ترکیبات دارویی به مشتقات پتروشیمی، می‌تواند صنعت داروسازی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

 

در بازار فلزات، اختلال در تأمین انرژی و مواد اولیه واحدهای ذوب باعث جهش قیمت آلومینیوم در بازارهای جهانی شده است. از سوی دیگر، توقف تولید هلیوم در این منطقه که نقش حیاتی در تولید نیمه‌رساناها دارد، به یکی از گلوگاه‌های جدید زنجیره تأمین در صنایع پیشرفته تبدیل شده است.

 

سومین و شاید نگران‌کننده‌ترین پیامد این جنگ، تأثیر آن بر بازار جهانی غذا است. بخش قابل‌توجهی از تجارت جهانی کودهای شیمیایی از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند. انسداد این مسیر، عرضه کودهایی مانند اوره و فسفات را کاهش داده و قیمت‌ها را به‌سرعت بالا برده است. این امر هزینه‌های نهاده‌های کشاورزی را به شدت افزایش داده و کشاورزان را مجبور به کاهش سطح زیر کشت کرده که می‌تواند به افت تولید محصولات اساسی نظیر گندم و ذرت در کشورهای در حال توسعه منجر شود.

 

حتی در صورت بازگشایی سریع این تنگه، زمان‌بر بودن ترمیم زیرساخت‌ها، احتیاط شرکت‌های کشتیرانی و زمان مورد نیاز برای راه‌اندازی مجدد واحدهای صنعتی باعث می‌شود اثرات این بحران برای ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه یابد؛ تا جایی که اختلال در زنجیره تولید ممکن است تا سال 2027 نیز تداوم داشته باشد و به روشنی نشان دهد چگونه یک انسداد محدود منطقه‌ای می‌تواند به بحرانی جهانی در چندین بازار هم‌زمان مبدل شود.

 

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد