×
اطلاعات تماس
سرویس ها
true
true

خبر فوری

false
false
true
‏۲۱ ساعت مذاکره بی‌نتیجه؛ آیا ترامپ ماشه جنگ را دوباره می‌کشد؟

مذاکرات ۲۱ ساعته جی.دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، با مقامات ایرانی در اسلام‌آباد بدون حتی یک بند ‏توافق پایان یافت؛ نتیجه‌ای که نه غافلگیرکننده بود و نه خارج از الگوی تکراری ماه‌های گذشته. ‏

به گزارش منشوراقتصاد،  این شکست تازه، واشنگتن را دوباره در همان دو راهی خطرناک قرار داده است: یا ورود به یک روند فرسایشی ‏مذاکره بر سر برنامه هسته‌ای ایران، یا از سرگیری جنگی که همین حالا رکورد بزرگ‌ترین بحران انرژی دوران ‏مدرن را زده و بازار جهانی را در مرز فروپاشی عصبی نگه داشته است. هر دو طرف خطوط قرمز خود را ‏چسبیده‌اند و هیچ‌کس خبری از عقب‌نشینی ندارد.‏

در این ماراتن مذاکراتی، ونس پیشنهادی تقریباً غیرقابل انعطاف روی میز گذاشت: پایان دائمی برنامه هسته‌ای ‏ایران. پیشنهاد، مستقیم و بی‌پیرایه، اما طبیعتاً محکوم به شکست. تهران نه ذخایر غنی‌سازی شده و نه حق ‏دائمی غنی‌سازی خود را واگذار می‌کند. ‏

ونس بعد از جلسه فقط یک جمله گفت: «خطوط قرمز چنین بود و آن‌ها نپذیرفتند.» همین و بس. تصمیم‌گیری ‏درباره گام بعدی هم فعلاً افتاده به دوش ترامپ؛ کسی که ترجیح داده آخر هفته‌اش را نه در بحران امنیتی ‏جهان، که در مسابقات یواف‌سی در فلوریدا بگذراند.  ‏

آشناست؟ بله. ژنو هم همین‌طور تمام شد. همان‌جا بود که شکست مذاکرات مسیر را برای ۳۸ روز بمباران ‏سنگین علیه پایگاه‌ها، سکوهای موشکی و زیرساخت‌های صنعتی ایران باز کرد؛ وزارت دفاع آمریکا عدد نجومی ‌‏۱۳هزار هدف را اعلام کرده بود. تصورشان ساده بود: نمایش قدرت، ایران را سر میز تسلیم می‌آورد. اما ناکامی ‏ونس نشان داد این حساب‌وکتاب بیش از حد خوش‌بینانه بوده است. تهران همزمان با بازگشت هیئت آمریکایی ‏اعلام کرد رنجِ از دست دادن شهروندانش، اراده‌اش را محکم‌تر کرده است.‏

در لایه زیرین، همان هراس قدیمی آمریکا از یک روند بی‌پایان مذاکره با ایران وجود دارد. آخرین تجربه بزرگ – ‏توافق دوران اوباما – دو سال مذاکره مستمر بود و در نهایت با مصالحه‌های سنگین بسته شد. اما الان قضیه ‏سخت‌تر هم هست. ایران تعلیق چندساله فعالیت‌های هسته‌ای را پیشنهاد کرده، اما از واگذاری ذخایر یا ‏چشم‌پوشی از حق غنی‌سازی سر باز زده؛ آمریکا هم این را نشانه قصد دائمی ایران برای حفظ «گزینه ساخت ‏سلاح» می‌داند. ۳۸ روز جنگ فقط این بی‌اعتمادی را تشدید کرده است.‏

از آن طرف، فشار اقتصادی مثل سایه بالای سر ترامپ ایستاده است. آتش‌بس تنها زمانی اعلام شد که قطع ۲۰ ‏درصد عرضه جهانی نفت، قیمت‌ها را منفجر و بازارهای حیاتی – از کود شیمیایی تا هلیوم – را فلج کرد. ‏بازارهای جهانی بعد از آتش‌بس کمی جان گرفتند؛ اما بازگشت به جنگ یعنی سقوط دوباره بازار، کمبودهای ‏گسترده‌تر و فشار تورمی بیشتر بر اقتصاد آمریکا. این همان نقطه‌ای است که تهران به‌خوبی روی آن حساب ‏می‌کند.‏

در مرکز این بحران، تنگه هرمز است؛ موضوعی که قبل از جنگ اصلاً مطرح نبود اما حالا تبدیل به اهرم اصلی ‏ایران شده. تهران کنترل این آبراه را گره زده به غرامت جنگی، لغو تحریم‌ها و پایان کامل درگیری. آمریکا، طبق ‏معمول، پرداخت غرامت را غیرقابل قبول اعلام کرده و لغو تحریم‌ها را مشروط و تدریجی می‌خواهد.‏

سفر ونس یک پیام روشن داشت: هر دو طرف خود را پیروز می‌دانند – آمریکا به‌خاطر حجم آتش، ایران به‌خاطر ‏بقا – و چنین فضایی معمولاً کمترین میل را به مصالحه ایجاد می‌کند.  ‏

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد