- تاریخ : ۱۴۰۵/۰۱/۲۳ ساعت : ۱۱:۲۴:۰۹
- کد خبر 43225
- پرینت
true
false
true
false
false
false
true
false
true
مذاکرات ۲۱ ساعته جی.دی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با مقامات ایرانی در اسلامآباد بدون حتی یک بند توافق پایان یافت؛ نتیجهای که نه غافلگیرکننده بود و نه خارج از الگوی تکراری ماههای گذشته.
به گزارش منشوراقتصاد، این شکست تازه، واشنگتن را دوباره در همان دو راهی خطرناک قرار داده است: یا ورود به یک روند فرسایشی مذاکره بر سر برنامه هستهای ایران، یا از سرگیری جنگی که همین حالا رکورد بزرگترین بحران انرژی دوران مدرن را زده و بازار جهانی را در مرز فروپاشی عصبی نگه داشته است. هر دو طرف خطوط قرمز خود را چسبیدهاند و هیچکس خبری از عقبنشینی ندارد.
در این ماراتن مذاکراتی، ونس پیشنهادی تقریباً غیرقابل انعطاف روی میز گذاشت: پایان دائمی برنامه هستهای ایران. پیشنهاد، مستقیم و بیپیرایه، اما طبیعتاً محکوم به شکست. تهران نه ذخایر غنیسازی شده و نه حق دائمی غنیسازی خود را واگذار میکند.
ونس بعد از جلسه فقط یک جمله گفت: «خطوط قرمز چنین بود و آنها نپذیرفتند.» همین و بس. تصمیمگیری درباره گام بعدی هم فعلاً افتاده به دوش ترامپ؛ کسی که ترجیح داده آخر هفتهاش را نه در بحران امنیتی جهان، که در مسابقات یوافسی در فلوریدا بگذراند.
آشناست؟ بله. ژنو هم همینطور تمام شد. همانجا بود که شکست مذاکرات مسیر را برای ۳۸ روز بمباران سنگین علیه پایگاهها، سکوهای موشکی و زیرساختهای صنعتی ایران باز کرد؛ وزارت دفاع آمریکا عدد نجومی ۱۳هزار هدف را اعلام کرده بود. تصورشان ساده بود: نمایش قدرت، ایران را سر میز تسلیم میآورد. اما ناکامی ونس نشان داد این حسابوکتاب بیش از حد خوشبینانه بوده است. تهران همزمان با بازگشت هیئت آمریکایی اعلام کرد رنجِ از دست دادن شهروندانش، ارادهاش را محکمتر کرده است.
در لایه زیرین، همان هراس قدیمی آمریکا از یک روند بیپایان مذاکره با ایران وجود دارد. آخرین تجربه بزرگ – توافق دوران اوباما – دو سال مذاکره مستمر بود و در نهایت با مصالحههای سنگین بسته شد. اما الان قضیه سختتر هم هست. ایران تعلیق چندساله فعالیتهای هستهای را پیشنهاد کرده، اما از واگذاری ذخایر یا چشمپوشی از حق غنیسازی سر باز زده؛ آمریکا هم این را نشانه قصد دائمی ایران برای حفظ «گزینه ساخت سلاح» میداند. ۳۸ روز جنگ فقط این بیاعتمادی را تشدید کرده است.
از آن طرف، فشار اقتصادی مثل سایه بالای سر ترامپ ایستاده است. آتشبس تنها زمانی اعلام شد که قطع ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت، قیمتها را منفجر و بازارهای حیاتی – از کود شیمیایی تا هلیوم – را فلج کرد. بازارهای جهانی بعد از آتشبس کمی جان گرفتند؛ اما بازگشت به جنگ یعنی سقوط دوباره بازار، کمبودهای گستردهتر و فشار تورمی بیشتر بر اقتصاد آمریکا. این همان نقطهای است که تهران بهخوبی روی آن حساب میکند.
در مرکز این بحران، تنگه هرمز است؛ موضوعی که قبل از جنگ اصلاً مطرح نبود اما حالا تبدیل به اهرم اصلی ایران شده. تهران کنترل این آبراه را گره زده به غرامت جنگی، لغو تحریمها و پایان کامل درگیری. آمریکا، طبق معمول، پرداخت غرامت را غیرقابل قبول اعلام کرده و لغو تحریمها را مشروط و تدریجی میخواهد.
سفر ونس یک پیام روشن داشت: هر دو طرف خود را پیروز میدانند – آمریکا بهخاطر حجم آتش، ایران بهخاطر بقا – و چنین فضایی معمولاً کمترین میل را به مصالحه ایجاد میکند.
false
false
false
false
















