- تاریخ : ۱۴۰۵/۰۲/۰۶ ساعت : ۱۳:۳۱:۵۱
- کد خبر 44029
- پرینت
true
false
true
false
false
false
true
false
true
بازگشت رقابت قدرتهای بزرگ در جهان امروز، بار دیگر نقش تاریخ را در تصمیمسازی سیاسی پررنگ کرده است؛ اما همین ابزار میتواند هم راهنما باشد و هم دام.
به گزارش منشوراقتصاد، تجربه جنگ ویتنام نشان داد که چگونه یک قیاس تاریخی اشتباه (تشبیه هوشیمین به هیتلر و هرگونه مصالحه به مماشات مونیخ) میتواند یک قدرت را به مسیری پرهزینه و اشتباه سوق دهد. مسئله این نیست که سیاستمداران از تاریخ استفاده نکنند، بلکه چالش اصلی در نحوه استفاده است؛ تاریخ باید برای درک پیچیدگیها و تفاوتها به کار رود، نه برای تحمیل نسخههای از پیش تعیینشده.
در این چارچوب، مقایسه جهان امروز با سالهای منتهی به 1914 اهمیت پیدا میکند. نظم بینالمللی بهسمت چندقطبی شدن حرکت کرده، سلطه آمریکا در حال تضعیف است و قدرتهایی مانند چین، روسیه و هند در حال گسترش نفوذ خود هستند. همزمان، ملیگرایی، رقابت تسلیحاتی، اختلافات سرزمینی و بیثباتی سیاسی در حال تشدید است. این ترکیب، فضایی از بیاعتمادی گسترده ایجاد کرده؛ بهطوری که در بسیاری از کشورها، افکار عمومی باور دارند دیگر قدرتها تهدیدی مستقیم محسوب میشوند. چنین فضایی، خطرناک است، زیرا تصور اجتنابناپذیر بودن جنگ، خود به عاملی برای نزدیکتر شدن به آن تبدیل میشود.
یکی از تفاوتهای مهم امروز با گذشته، فراموشی مقیاس واقعی جنگ است. نسلهای پس از جنگ جهانی دوم، بیشتر با جنگهای محدود و منطقهای آشنا بودهاند و تصویر روشنی از فاجعه جنگ میان قدرتهای بزرگ ندارند. این در حالی است که جنگ جهانی اول بهتنهایی دهها میلیون کشته و زخمی بر جای گذاشت. این شکاف در ادراک، تخیل سیاسی را تضعیف کرده و خطر تصمیمگیریهای پرریسک را افزایش داده است.
در سطح عملی، یکی از مهمترین تهدیدها، «پارادوکس آمادگی برای جنگ» است؛ همان وضعیتی که پیش از 1914 نیز وجود داشت. کشورها برای جلوگیری از جنگ، خود را بهشکلی تجهیز میکنند که عملاً احتمال وقوع آن را افزایش میدهند. امروز نیز هر اقدام واشنگتن یا پکن از سوی طرف مقابل بهعنوان نشانهای از نیت تهاجمی تعبیر میشود. این سوءبرداشتها، در کنار فناوریهای جدید مانند هوش مصنوعی، سلاحهای خودکار و جنگ سایبری، سرعت و شدت تصمیمگیریها را افزایش داده و فضای خطا را بیشتر کرده است.
در چنین شرایطی، جلوگیری از یک درگیری بزرگ نیازمند مجموعهای از ابزارهاست: دیپلماسی فعال، نهادهای همکاری بینالمللی، ائتلافهای بازدارنده و رهبرانی که بتوانند زمان بخرند و از تشدید بحران جلوگیری کنند. مهمتر از همه، باید این توهم کنار گذاشته شود که جنگ قابل کنترل است. تجربه تاریخی نشان میدهد که جنگ، پس از آغاز، از کنترل خارج میشود و پیامدهای آن فراتر از محاسبات اولیه است.
در نهایت، مقایسه با 1914 یک پیشگویی نیست، بلکه یک هشدار است. جهان امروز محکوم به تکرار تاریخ نیست، اما اگر همان خطاها تکرار شود، نتیجه میتواند مشابه باشد. مسئله اصلی این است که قدرتها بتوانند در یک نظم چندقطبی، راهی برای رقابت بدون سقوط به درگیری پیدا کنند.
false
false
false
false
















